<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ساراییسم</title>
<link>https://occhi.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 29 Aug 2026 21:22:06 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>به من بگو سارا 600</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/621</link>
<description>شوپنهاور معتقده آدم‌ها موجوداتی هستن که اگر چیزی رو خیلی آسون، بی‌قیدوشرط و زیادی دریافت کنن، نه تنها قدردان نمیشن، بلکه اون رو به پای ضعف، تنهایی یا بی‌ارزش بودن طرف مقابل می‌ذارن. وقتی بیش از حد فروتن، دردسترس و فداکار باشی، ذهن ناخودآگاه طرف مقابل می‌گه: حتماً این آدم برای خودش ارزشی قائل نیست که این‌قدر به من باج عاطفی می‌ده. برعکس، یک ذره غرور و حد و مرز سالم و بی‌اعتنایی کنترل‌شده، نوعی استقلال و پرستیژ روانی ایجاد می‌کنه که ناخودآگاه احترام دیگران</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 21:22:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/621</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 599</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/620</link>
<description>دلم شده مثل یک کیف که بزور بسته شده تا بخوام بازش کنم همش میریزه بیرون دیگه نمیتونم جمعش کنم.</description>
<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 10:06:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/620</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 598</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/619</link>
<description>حالا من حس می‌کنم دوران PMS این شکلیه که تو به خودِ واقعی و بدونِ سانسورت نزدیک‌تری. همون مسائلی که اذیتت کردن و سرکوب‌شون کردی رو می‌تونی به‌راحتی بروز بدی. انگاری دورانی بهت تعلق داره که نخوای مدام توجيه کنی و فقط می‌گی تو دوران PMS‌ام. لطفا بذارین خودم باشم، با نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و دغدغه‌های دنیای خودم.</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 08:07:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/619</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 597</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/618</link>
<description>امروز داشتم به آدم‌هایی فکر کردم که یک روزی در زندگی‌مان خیلی مهم بودند و بعد، بدون اینکه دعوای بزرگی اتفاق بیفتد، آرام‌آرام تبدیل شدند به چندتا اسم‌ داخل گوشی.‌‌ عجیب است. برای بعضی آدم‌ها پایان مشخصی وجود ندارد. نه خداحافظی باشکوهی، نه آخرین مکالمه‌ای که بشود سال‌ها بعد درباره‌اش حرف زد. فقط کم‌کم تعداد پیام‌ها کمتر می‌شود و فاصله‌ها بیشتر... و یک روز متوجه می‌شوی مدت‌هاست چیزی از زندگی‌شان نمی‌دانی.</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2026 11:44:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/618</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 596</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/617</link>
<description>من از یه جایی به بعد گم شدم. دقیقاً نمی‌دونم کدوم روز، ولی زیاد دور نیست. خیلی سعی کردم که پیدا کنم خودمو، اما نشد. می‌دونی من تو همه چیز محو شدم. خیلی آروم آروم انقدری محو شدم که نامرئی شدم. من تو خاطره‌هام گم شدم، کتابی که دادی بهم رو هی ورق می‌زنم که شاید چیزی از تو رو پیدا کنم. به هر دری می‌زنم، به سمتی میرم که خودمو پیدا کنم.ولی هرچی بیشتر می‌گردم، انگار کمتر چیزی باقی می‌مونه. خودمو که نه، حتی سایه‌مو هم نمی‌بینم.</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 07:23:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/617</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 595</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/616</link>
<description>چندین سال پیش، فکر می‌کردم فداکاری بی‌حد و مرز برای کسی که حس داری بهش یعنی «عشق». اما به مرور زمان، فهمیدم عشق و دوست داشتن یعنی من، با کسی بزرگ میشم که ما مثل همیم. عقایدمون، باید‌ها و نباید‌هامون مثل همدیگه‌ست و دست به دست هم؛ سالیان سال باهم زندگی می‌کنیم. عشق و دوست داشتن، نه از خودگذشتگی برای هر ننه من غریبیه و نه داغون کردن خودت برای یه شخص دیگه؛ هرچقدر هم که عزیز باشه! عشق یعنی من، اول یاد می‌گیرم به خودم، ارزشم و جایگاهم احترام بذارم و بعد، به</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 15:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/616</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 594</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/615</link>
<description>نمی‌دونم عزیزم، شاید بدترین قسمت زندگی اونجاست که مجبور می‌شی قبول کنی هیچی قرار نیست اونجوری که تو دلت می‌خواد پیش بره.</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 14:07:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/615</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 593</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/614</link>
<description>آدم باید فرق بین تلاش کردن و لجبازی کردن رو بدونه وگرنه فرسوده می‌شه. گاهی اوقات فکر می‌کنیم اگه بیشتر تلاش کنیم، بیشتر بجنگیم، بیشتر صبر کنیم، بالاخره همه‌چی درست می‌شه. اما واقعیت اینه که بعضی چیزها درست‌شدنی نیستن و جنگیدن هم همیشه ارزشمند نیست؛ یه وقت‌هایی رها کردن، عاقلانه‌ترین کاره.</description>
<pubDate>Sun, 09 Aug 2026 03:40:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/614</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 592</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/613</link>
<description>یه زخمی تو وجودم هست، هی چند وقت یکبار بازش میکنم و انگولکش میکنم ولی دخترجون دیگه وقتشه بپذیری که اون زخم رو رها کنی و با اسکارش زندگیت رو ادامه بدی به جای اینکه کاری کنی دوباره مثل روز اول خونریزی کنه.</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 09:18:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/613</guid>
</item>
<item>
<title>به من بگو سارا 591</title>
<link>https://occhi.blogfa.com/post/612</link>
<description>متاسفم که زندگی‌ام پر از درد و رنج است، مرا ببخش که مانند بدنی که از چندجا به آن شلیک شده و یا به زور آن را از چند طرف‌ کشیده‌اند، تکه تکه است. اما برای تغییر آن کاری از دستم ساخته نیست.</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2026 20:35:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>occhi</dc:creator>
<guid>occhi.blogfa.com/post/612</guid>
</item>
</channel>
</rss>
