سارا نبودی چشم گریان را ببینی
آنقدر باریدم که باران را ببینی
بی بی به چشمان تو دل خوش کرده سارا
کافی ست عکس لای قرآن را ببینی
بی بی خودش می گفت سارا قسمت توست
بی بی خودش می گفت فنجان را ببینی
از تَرکه ها بر پای سارا می نویسی
وقتی که کابوس دبستان را ببینی
آنقدر پشت پنجره ماندم که شاید
یک لحظه این سوی خیابان را ببینی
راضی به مرگت می شوی مانند سارا
وقتی نخواهی خان چوپان را ببینی
وقتی که دیدم زود سرما می خوری باز
تقویم را بستم زمستان را نبینی...
+ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۹ 18:28