لورل و هاردی دو دوست جدا نشدنی بودن

وقتی لورل از دنیا می‌ره هاردی دیگه به احترامش در هیچ فیلمی بازی

نمیکنه و در فقر از دنیا میره

اینجوری رفیق باشین :)

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  23:10 |

الحب هو الذي يصنع قلب الإنسان ، وإذا لم يكن هناك حب ، فهو ليس

القلب ، إنه ماء الزهرة.

«عشق است که دلِ انسان را دل میکند و اگر عشق نباشد دل نیست، آب

و گِل است.»

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  21:17 |

تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا...

- چه می‌دانی شاید

بعد از این،

خداوند وضع تازه ای فراهم کند

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  14:37 |

ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ی ﺗﻮﺍﻧﺖ

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻦ؛

ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ

ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻮﺩﯼ ..

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  14:34 |

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:

اگه تو دختری هستی که میتونی با ذهنی آسیب دیده رویا ببینی و با قلبی

خُرد شده عشق بورزی،

تو لایق این دنیا و همه‌ی گنجینه‌های اون هستی.

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  10:29 |

‏هیچوقت منتظر شنیدن دوستت دارم از یه دختر نباشین همینکه حرصت

میده خودش یه نوع دوست داشتنه:))

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  10:28 |

انسان تنها جانداری است که برای پشیمان شدن،

گریستن،

جبران کردن و باز به راه افتادن آفریده شده‌است

این حق انسان نیست که اشتباه کند،

این محکومیت اوست ..

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  10:22 |

من کار خوبو درست خودمو انجام میدم

شمارو خوشحال کرد، بسیار خوشحال میشم،

شما رو ناراحت کرد بسیار متاسفم، اما کماکان کار خوب و درست خودمو

انجام میدم؛

من به این دنیا نیومدم تا بقیه رو راضی و خوشحال نگه دارم ..

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:53 |

وقتی باهات قهر کرده برو بهش بگو:

"چطوریه که حتی غصه ی نبودنت، قشنگ تر از بودن بقیه ست؟!"

تموم ناراحتیا فراموش میشه

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:50 |

از الان به فکر باشید که اگه واسه شبهای پاییزیتون کسی رو برای صحبت

کردن و کتابی برای خوندن و آهنگی برای گوش دادن و رفقایی برای

دورهمی رفتنو کفشی برای پیاده روی کردن و چتری برای خیس نشدن

ندارید، باختید بدم باختید...

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:48 |

مهربانی مانند برف است

همه آنچه ‌را که می‌پوشاند

زیبا می‌کند…

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:41 |

حس قشنگیه وقتی میبینی خیلیا میخوانش و اون فقط تو رو میخواد

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  15:50 |

متاسفانه هنوزم تو ذهنمی، نباید اصلا بهت فکر کنم نباید تو ذهنم باشی،

من کلا شرایط زندگیم عوض شده ولی نمیتونم

نمیتونم به خاطراتمون فکر نکنم.

تو مجازی بودی، یه رابطه مجازی که خیلی وقته تموم شده ولی هنوزم تو

واقعیت شدیدا درگیرتم.

من بارها شده وقتی کنار این پارتنرم هستم تورو تصور کردم بجای اون و

وسط اون خندهای دوتایی یهو اشک میاد تو چشام جمع میشه.

ازت التماس میکنم فقط از ذهنم برو بیرون باشه؟

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  15:48 |

حال ما رو پرسیده باشی خسته ایم از این همه دویدن و نرسیدن ها ..

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  15:46 |

هر انسانی،

فقط یکبار،

برای رسیدن به کسی که دوستش دارد، دیر می کند!

و پس از آن

برای رسیدن به دیگران هیچ عجله ای ندارد.

به این می گویند "سَرخوردگی روح"!

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  15:41 |

یکیو‌ نیاز دارم بیاد روحمو بچلونه پهن کنه رو رخت‌ آویز یدونه گیره قرمز

هم بزنه وسطشو بذاره یه چند سالی همونجا استراحت کنه.

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  21:21 |

آقای نزار چقد قشنگ یکی از دغدغه هامونو گفتی؛

"بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم

مبادا خسته شوی،

و بیمِ آن دارم که سکوت کنم

مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی..."

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:19 |

قلب من با پرسشی شب تا سحر سر می‌کند. کی خدا ما را برای هم مقدر

میکند؟

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:17 |

اگه بخوام از خودم و ارتباط ام با آدمای اطرافم بگم، باید بگم:

« از من نور گرفتن؛ منم چاره ای جز درخشیدن تو تاریکی نداشتم »

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:14 |

یه دیالوگ رو شنیدم که میگفت:

«هر چقدر بیشتر بخشیدمت، از اون به بعد همونقدر کمتر دوستت

داشتم..!»

من عمیقا میفهمم از چی حرف میزنه:)

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:10 |

بیا متفاوت تر باشیم من راضی ام بریم کافه پولشو ندیم‌ و در بریم

بریم با دست‌فروشای شهر گل بفروشیم

بریم پرورشگاه با بچه ها بازی کنیم و پله برقی‌های شهر رو برعکس بریم

تو سردترین ماه سال تو خیابون بستنی بخوریم،

اینا خوبه وگرنه عشق و عاشقی زیر بارونو که همه بلدن، من عاشق اینم که با تو دیوونه وار خوشحال باشم.

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:8 |

اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم، می‌کوشم بیشتر اشتباه کنم،

نمی کوشم بی نقص باشم،

راحت تر خواهم بود و سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم...

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:5 |

یه‌ اتفاقایی تو زندگی هست که آدمیزاد باید حتماً تجربه کنه تا

یه‌ سری چیزا ملکه ذهنش بشه؛

‏اینکه همیشه نباید ببخشی، همه نباید باهات راحت باشن، به

همه نباید اجازه بدی نظر بدن و همیشه نباید صدِ خودتو واسه

آدمی بذاری که حتی صفر خودشو واست نمیذاره ..

+  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱  1:9 |

قانون کائنات میگه:

«افرادی که با تو هم فرکانس باشند، همیشه در کنار تو خواهند بود و

افرادی که با تو ناهماهنگی فرکانسی داشته باشند؛ از زندگیت حذف

میشوند»

میخوام بگم واسه آدمای گذشتتون حسرت نخورید، ببخشیدشون و

رهاشون کنید! راه رو برای اتفاقات، معجزات، هیجانات و آدم هایی که

مسیر شما رو روشن تر میکنن باز کنید، چیزی که خدا برای شما پیش

روتون گذاشته خیلی قشنگ تره!

+  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱  1:6 |

اونیکه برات تو زندگی مهمه رو سیو کن «irripetibile»

به زبان ایتالیایی یعنی کسی که برا هیچوقت تکراری نمیشه، کسی که هر

روز میگذره بیشتر بهش نیاز داری..!

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  21:7 |

Let everyone say it is wrong
But I want you!

بزار همه بگن اشتباهه ولی من میخوامت

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  18:50 |

دلم استرس اولین باری که قراره تو یه اتاق کوچولو تو بغل هم به عشق

بازی مشغول باشیم رو میخواد.

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:26 |

به نوشتن که عادت کنی، دیگه علاقه ای برای حرف زدن با دیگران نداری
ᅟ

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:21 |

هیچوقت بهم نگفت دوستت دارم ولی همیشه همون پیراهنی رو می

پوشید که من براش خریده بودم و‌ این یعنی دوست داشتن حقیقی..

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:18 |

سیوش کن "Ethereal" یعنی کسی که انقدررر قشنگ و زیباست که انگار

اصلا مال این دنیا نیست و بودنش مثل وجود یه معجزه تو زندگیته

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:14 |